استادى از شاگردانش پرسید: چرا ما وقتى عصبانى هستیم داد می‌زنیم؟

چرا مردم هنگامى که خشمگین هستند صدایشان را بلند می‌کنند و سر هم داد می‌کشند؟ 
شاگردان فکرى کردند و یکى از آن‌ها گفت: چون در آن لحظه، آرامش و خونسردیمان را از دست می‌دهیم. 
استاد پرسید: این که آرامشمان را از دست می‌دهیم درست است امّا چرا با وجودى که طرف مقابل کنارمان قرار دارد داد می‌زنیم؟

آیا نمی‌توان با صداى ملایم صحبت کرد؟ چرا هنگامى که خشمگین هستیم داد می‌زنیم؟ 
,شاگردان هر کدام جواب‌هایى دادند امّا پاسخ‌هاى هیچکدام استاد را راضى نکرد. 
سرانجام او چنین توضیح داد: هنگامى که دو نفر از دست یکدیگر عصبانى هستند، قلب‌هایشان از یکدیگر فاصله می‌گیرد.

آن‌ها براى این که فاصله را جبران کنند مجبورند که داد بزنند. هر چه میزان عصبانیت و خشم بیشتر باشد، این فاصله بیشتر است و آن‌ها باید صدایشان را بلندتر کنند. 
سپس استاد پرسید: هنگامى که دو نفر عاشق همدیگر باشند چه اتفاقى می‌افتد؟

آن‌ها سر هم داد نمی‌زنند بلکه خیلى به آرامى با هم صحبت می‌کنند. چرا؟ چون قلب‌هایشان خیلى به هم نزدیک است. فاصله قلب‌هاشان بسیار کم است 
استاد ادامه داد: هنگامى که عشقشان به یکدیگر بیشتر شد، چه اتفاقى می‌افتد؟

 آن‌ها حتى حرف معمولى هم با هم نمی‌زنند و فقط در گوش هم نجوا می‌کنند و عشقشان باز هم به یکدیگر بیشتر می‌شود. 
سرانجام، حتى از نجوا کردن هم بی‌نیاز می‌شوند و فقط به یکدیگر نگاه می‌کنند. این هنگامى است که دیگر هیچ فاصله‌اى بین قلب‌هاى آن‌ها باقى نمانده باشد


ده عادت بد که هر روز شاهد آن هستیم

 

1 - غیبت و دخالت در امور خصوصی و شخصی دیگران

یکی از سوژه‌های اصلی محاورات که به شدت بین مردم مرسوم شده‌است عمل زشت غیبت می‌باشد. این روزها زمانی که افراد همدیگر را ملاقات می‌کنند و یا در میهمانی‌ها حاضر می‌شوند عملاً حرفی جز غیبت‌کردن درمورد دیگران ندارند و با هیجان کامل به این کار مبادرت می‌کنند. برخی هم به خود اجازه می‌دهند در حریم خصوصی‌ترین مسائل دیگران وارد شوند و به امر و نهی و دخالتهای بی‌مورد بپردازند.

 

2 - عدم رعایت حق عابرین پیاده

در اکثر نقاط دنیا دیدن یک عابر پیاده در خیابان به معنای فرمان ایست و احتیاط برای راننده مقابل است در صورتیکه در ایران برخی رانندگان به محض دیدن عابر پیاده سرعت خود را بیشتر نموده و بدون لحاظ‌کردن مسائل ایمنی و حق تقدم با بی‌رحمی تمام و با ایجاد رعب و وحشت برای عابرین پیاده به مسیر خود ادامه می‌دهند.

 

3 - حفظ نشانه‌های نو بودن کالا

همسایه‌تان اتومبیلی نو خریداری کرده اما بعد از سپری شدن یک هفته هنوز برچسب شماره اولیه که بصورت تکه کاغذی روی شیشه جلو چسبیده است را جدا نکرده و حتی فومهایی که بصورت ضربه گیر در اطراف دربهای ماشین نصب شده است کماکان وجود دارند. دوستتان نیز بعد از گذشت یک هفته هنوز برچسب روی نمایشگر گوشی موبایل جدیدش را جدا نکرده.

 

4 - تنبلی و از زیر کار در رفتن

متوسط ساعت مفید کار در ایران کمتر از یک ساعت و سی‌دقیقه می‌باشد که دلیل آن نبودن فرهنگ کار، فقدان انگیزه، تنبلی و بی مسئولیتی افراد است. این امر باعث نارضایتی ارباب رجوع، پایین‌آمدن کارایی و بهره‌وری و در کل کاهش پیشرفت ملی خواهد شد. در اغلب شرکتها، ادارات و سازمانها اینگونه باب شده که کسی زرنگ و با ذکاوت است که تا حد امکان از انجام مسئولیت‌هایش شانه خالی کند و کم‌کاری را استراتژی اصلیش بداند و در عین حال حقوق و مزایایش را بصورت تمام و کمال دریافت نماید. کارمندان هیچ تلاشی در راستای بالابردن کیفیت و راندمان شرکت انجام نداده و در عین حال انتظار بالا رفتن درآمد خود را دارند. به ارباب رجوع کمتر احترام گذارده می‌شود و طلب‌کارانه با وی برخورد می‌شود.

 

5 – تجمل‌گرایی و مصرفی‌شدن

امروزه شاهد آن هستیم که جامعه با سرعتی باور نکردنی به سوی مصرفی‌شدن در حال حرکت است. افراد بجای سرمایه‌گذاری پول خود در مکان مناسب و برای تولید بیشتر و اشتغال زایی ملی، ترجیح می‌دهند با خرید اتومبیل‌های گران و کالاهای لوکس مصرفی ظاهری معقول کسب نموده و اعتبار خود را در بین اطرافیانشان بالا ببرند. چشم و هم چشمی‌های فراوان، گرفتار وام‌ها و قرض‌های سنگین‌شدن و استرس از جمله پیامدهای این مسئله است. اکثر مردم خوشبختی را در تجملات و برتری مالی می‌دانند و بین نیازها و خواسته‌هایشان تمایزی قائل نمی‌شوند. مسابقات و رالی خرید امری ناپسند ولی متداول در جامعه ایرانی است.

 

6 - فقدان فرهنگ تشکر و احترام

از کوچه و خیابان گرفته تا دانشگاه و محل کار و اماکن عمومی، کمتر شاهد شنیده شدن جملاتی مانند "از لطف شما ممنونم"، "خواهش می‌کنم"، "اختیار دارید"، "تمنا می‌کنم"، "بفرمایید"، "بزرگوارید"، ... هستیم. بجای آن فضای زیرآب زنی، استفاده از الفاظ ناشایست، بی‌حرمتی به افراد مسن، به سخره‌گرفتن افراد، بالابردن تن صدا،... امری متداول شده است. مردم باید بیاموزند احترام به دیگران، احترام به هویت ملی یک کشور محسوب می‌شود. اگر افراد یک مملکت به یکدیگر احترام نگذارند چگونه می‌توانند انتظار کسب احترام از ملتهای دیگر را داشته باشند.!؟

 

7 - عدم رعایت نظافت شخصی و شهری

احتیاج به توضیح ندارد که متاسفانه نظافت شخصی و اجتماعی از طرف برخی افراد جامعه رعایت نمی‌گردد. از طرز لباس پوشیدن تا بوی بدن و دهان و آرایش موها گرفته تا ریختن زباله در محیط‌های شهری و تفریحی.

 

8 - درگیری در صف و نوبت

صف‌ها هرکجا و به هر علتی که تشکیل شوند معمولاً تبدیل به جولانگاه بی‌نظمی، درگیری، فحاشی و هتاکی عده‌ای از افراد به اصطلاح "زرنگ" خواهند شد. حفظ نظم و ترتیب در صف نشان‌دهنده بالا بودن رتبه اجتماعی و فرهنگ کسانی است که در صف حضور دارند. متاسفانه شاهد آن هستیم که در برخی امور مذهبی و خیریه مانند سرو غذای نذری نیز چنین بی‌نظمی‌ها و زدوخوردهایی بوجود می‌آیند. احتمالاً باید برخورد کرده باشید در مجالس عروسی گاهی زمان سرو شام جمعیت با چه سرعتی به سمت میز سلف سرویس هجوم می‌آورند.!

 

9 - پرورش اندام برای رعب و ترس

شاید دیده باشید پسرانی که با اندامهای پرورش‌یافته و عضلانی درحالی که بازو و سینه‌های خود را در معرض نمایش گذاشته‌اند با چهره‌ای مهاجم و آماده درگیری در همه جا پرسه می‌زنند! آنها با نگاه خود اطرافیانشان را به مبارزه می‌طلبند! چه نکوهیده است زمانی که برخی افراد انگیزه‌های اصلی ورزش و تناسب را فراموش کرده و صرفاً برای عرض اندام، قلدری و جلب توجه در سطح جامعه اقدام به حجیم‌کردن عضلات خود می‌کنند.

 

10 - اسراف، اسراف، اسراف!!!

اسراف یعنی زیاده‌روی در مصرف، بیهوده مصرف‌کردن، بیش از نیاز مصرف‌کردن، مصرف کنترل‌نشده، دور ریختن چیزی که می‌توان از آن استفاده کرد. کافیست با محاسباتی ابتدایی متوجه شوید که میزان اسرافی که در کشور به عناوین مختلف همه روز در حال انجام است اگر جلوگیری می‌شد، چه میزان در صرفه‌جویی خانوادگی و ملی اثر می‌گذاشت و مشکلات چه تعداد از مردم حل می‌شد

 

اكنون كه به انتخابات مجلس نزديك مي شويم جنب و جوش وگفتگوهاي انتخاباتي شدت گرفته است.هركسي از منظري ابراز نظر مي كند. اي كاش همه با قوت تمام به فكر وتلاش براي رشد و پيشرفت شهر و روستاي خود باشد.بدون توجه به نتيجه انتخابات،اينكه چه كسي راي خواهد آوردو از كدام ايل و تبار خواد بود با شور شوق به افق روشن و پيشرفت فكر كند.اما وظيفه نماينده منتخب مهمتر و قابل توجه خواهد بود كه فارغ از فضاي انتخابات و به  عنوان نماينده ي همه ي آن شهر و روستا اقدام عملي وملموس با مشاركت عموم مردم به عمل آؤرد.

شهرستان گرمي يكي از شهرستان هاي استان اردبيل نيز وارد فضاي ياد شده گرديده است. اين شهر(زادگاه حقير) مردمان شريف و بزرگواري مثل ساير شهرها دارد.درتمامي عرصه هاي  شكوهمند انقلاب اسلامي حضور داشته اند و خواهند داشت.شهري كه جاي خدمت بسيار دارد،اگر مديران يكدل و عاشق خدمت به كار گرفته شوند، افرادي بدون حب و بغض و لايق.ان شا الله نماينده آينده اين شهر و شهرهاي ديكر كشورمان بيش از پيش براي رسيدن به تغيير و تحول مثبت و خداپسندانه گام بردارند .