هر لحظه حرفي در ما زاده ميشود
هر لحظه دردي سر بر ميدارد
و هر لحظه نيازي از اعماق مجهول روح پنهان و رنجور ما جوش ميكند
اين ها بر سينه ميريزند و راه فراري نمييابند
مگر اين قفس كوچك استخواني گنجايشش چه اندازه است؟
هر لحظه دردي سر بر ميدارد
و هر لحظه نيازي از اعماق مجهول روح پنهان و رنجور ما جوش ميكند
اين ها بر سينه ميريزند و راه فراري نمييابند
مگر اين قفس كوچك استخواني گنجايشش چه اندازه است؟
+ نوشته شده در شنبه هشتم مرداد ۱۳۹۰ ساعت 19:59 توسط حسين كاظم زاده
|
سلام